الشيخ رسول جعفريان

344

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

كرده‌اند . اين از آن روست كه قرآن در سورهء مكى نحل آيهء چهل و يكم كه پيش از اين اشاره شد از آن واقعه به عنوان هجرت ياد كرده و بعدها نيز پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آن را هجرت ناميد . در اينجا چند بحث بايد طرح شود : 1 - علت مهاجرت جعفربن ابى طالب ضمن سخنانى كه برابر نجاشى ايراد كرد ، علت هجرت رافشار مشركان براى باز گرداندن مسلمانان از اسلام عنوان كرد « 1 » مىگويد : زمانى كه شمار مسلمانان فزونى گرفت و ايمان آوردن به اسلام آشكار شد و شمارى از قبايل به تعذيب و حبس مسلمانان خود پرداختند تا آنان را از دينشان باز گردانند ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به آنان فرمود : در زمين پراكنده شويد . سؤال كردند كه به كجا برويم ؟ آن حضرت به حبشه اشاره كرد . پس از آن بود كه عده‌اى از مسلمانان به همراه خانواده يا بدون آن به حبشه هجرت كردند « 2 » . اين نكته را ديگر راويان سيره نيز گزارش كرده و تأكيد كرده‌اند كه علت اصلى هجرت به حبشه ، نجات مسلمانان از آزار مشركان و حفظ ايمان آنان بوده است . عروة بن زبير با اشاره به ارتداد برخى از مسلمانان در جريان اين آزارها ضرورت هجرت به حبشه را توجيه كرده است « 3 » سخن ابن اسحاق نيز اين است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شاهد بود كه خود با حمايت خداوند و عمويش از آزار مشركان در امان است ، اما يارانش گرفتارند و او توان دفاع از آنان راندارد . لذا به آنان گفت تا به حبشه بروند . آنان نيز از ترس فتنه - بازگشت به بت پرستى - و فرار به سوى خدا براى حفظ دين خود ، به حبشه رفتند و اين اولين هجرت در اسلام است « 4 » رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : خدايا هجرت اصحاب من را پذيرا باش و آنان را به جاهليتشان باز مگردان « 5 » تصور اينكه رسول خدا هدف ديگرى از هجرت داشته در آن شرايط دشوار به نظر مىرسد . اما مىتوان به يك مسأله اشاره كرد ؛ ادامهء وقايع مكه و حضور مسلمانان مىتوانست به درگيرى آنان با مشركان بينجامد . اين امرى بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از آن

--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ص 336 ؛ مسلمانانى بودند كه همچنان زير عذاب و شكنجه مشركان بودند تا آنكه هجرت كردند ؛ نك : طبقات الكبرى ، ج 4 ، ص 123 ( 2 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 204 ؛ شكل كاملتر اين نقل زهرى كه در اصل ازام سلمه بوده و خودام سلمه ازمهاجرين است در : دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 2 ، ص 301 آمده است ونك : عيون الاثر ، ج 1 ، ص 209 ( 3 ) . مغازى عروة بن زبير ، ص 104 ؛ الدرر ، ص 21 ( 4 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 320 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 2 ، ص 485 ( 5 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 222